نظامنامه اجراء مفاد اسناد رسمی لازمالاجراء
مصوب 1311,04,29با اصلاحات و الحاقات بعدی
نظر بماده (۹۶) قانون ثبت اسناد و املاک مصوبه ۲۶ اسفند ماه ۱۳۱۰ مقرر میدارد
ماده ۱ ـ اجراء مفاد کلیه اسناد رسمی لازمالاجراء مطابق مقررات ذیل خواهد بود:
ماده ۲ ـ تقاضای اجرای مفاد سند رسمی باید کتبا از اداره ثبت اسناد محلی بعمل آید که سند در ان جا به ثبت رسیده.
ماده ۳ ـ نماینده دفتری که سند در ان دفتر ثبت شده پس از اطمینان بهویت تقاضا کننده و تشخیص اینکه تقاضا کننده حق مطالبه اجراء مفاد سند را پیدا کرده سواد سند را تهیه کرده و بمدیر ثبت خواهد داد تا مدیر مزبور در ذیل آن سواد امر باجراء دهد.
ماده ۴ - مدیر ثبت در ضمن دستور اجراء موضوعی را که باید اجراء شود و در روی ورقه قید و امضاء کرده و ورقه را بمهر مخصوص اجرا ممهور خواهد داشت. اسم مامور اجراء نیز باید در ورقه قید شود.
ماده ۵ ـ مامور اجراء ورقه اجرائیه را به شخص یا محل اقامت متعهد ابلاغ خواهد کرد.
ماده ۶ ـ در صورت معلوم نبودن محل اقامت متعهد ورقه اجرائیه در ظرف یکماه و بفاصله هر ده روز یکمرتبه در کثیرالانتشارترین روزنامه محل و در صورت نبودن روزنامه در انمحل در کثیرالانتشارترین روزنامه نزدیکترین محل اعلان خواهد شد و در ان اعلان تصریح میشود که پس از انقضاء مدت یک ماه از تاریخ انتشار اولین اعلان هر مالی از متعهد که بدست آمده و توقیف شد بفروش رسیده و طلـب متعهدله پرداخته خواهد شد بدون اینکه هیچ اعلان دیکری [دیگری] راجع بتوقیف یا فروش اموال به متعهد بشود مراتب مذکوره به پارکه نیز اطلاع داده میشود.
ماده ۷ ـ هرکاه [هرگاه] باموال متعهدی که محل اقامتش معلوم نیست دسترس باشد در عین اقدام بانتشار اعلانات مذکور در ماده فوق بقدر کافی از ان اموال توقیف خواهد شد.
ماده ۸ ـ اگر انجام تعهـدی که بموجب سند رسمی لازم الاجراء بعمل آمده متوقف بر شرایط مقدماتی بوده و در حصول آن شرایط و مقدمات اختلافی باشد که حل آن محتاج بقضاوت است عملیات اجرائی بامر مدیر ثبت توقیف خواهد شد تا اختلاف بموجب حکم قطعی محکمه صالحه حل شود.
فصل دوم
در اجراء مفاد اسناد رسمی
ماده 9 ـ اگر مفاد سند مشعر بر تسلیم عین معین منقل و[منقول] بوده و بان عین دست رس باشد و همچنین اکر [اگر] مشعر بر تسلیم عین غیرمنقول باشد و تا ده روز پس از ابلاغ ورقه اجرائیه متعهد آن عین را طوعا تسلیم نکند مامور اجراء عین مزبور را با منافع آن در صورتی که سند مشعر بر منافع نیز باشد به متعهدله تسلیم کرده قبض رسید خواهد کرفت[گرفت] مکر [مگر] این که آن عین منقول در تصرف غیر بوده و متصرف نسبت بان ادعای- مالکیت کند و یا غیرمنقول ثبت نشده بوده و در تصرف غیری باشد که نسبت بان مدعی مالکیت است. در این دو صورت متعهدله باید به محکمه صالحه رجوع نماید.
ماده ۱۰ ـ در مواردی که مفاد سند مشعر بر تسلیم عین معین نبوده یا مشعر بر تسلیم عین معینی باشد که به آن دست رس نیست مطابق ترتیب ذیل حق متعهدله استیفاء خواهد شد.
ماده 11ـ هرکاه [هرگاه] تا ده روز پس از ابلاغ ورقه اجرائیه متعهد مفاد آن را طوعا بموقع اجراء نکذارد [نگذارد] یا تصدیق از متعهدله راجع بقرار مهلت یا اقساط ارائه نکرد و یا عرضحال اعسار بمحکمه صالحه تقدیم و تصدیق محکمه را راجع باین ضوع[موضوع] ابراز ننمود شخص متعهد بتقاضای متعهدله و بامر مدیر ثبت توقیف خواهد شد.
تبصره ـ مفاد این ماده باید صریحا در ورقه اجرائیه قید کردد[گردد].
ماده ۱۲ ـ هرگاه متعهد عرضحال اعسار تقدیم نمود ولی در ظرف یک ماه آن را تعقیب نکرد از حیث امکان توقیف در حکم کسی خواهد بود که عرضحال اعسار نداده است.
ماده ۱۳ ـ تقدیم عرض حال اعسار یا صدور حکم اعسار مانع نخواهد بود که در صورت یافت شدن مالی برای متعهد متعهدله تقاضای استیفاء حق خود را از آن بنماید.
ماده ۱۴ ـ هرکاه [هرگاه] متعهدله تقاضای خلاصی متعهد توقیف شده را بکند مجددا میتواند توقیف او را بخواهد لیکن این تقاضا بیش از یک دفعه پذیرفته نخواهد شد.
ماده ۱۵ ـ مخارج متعهد در توقیف کاه [توقیف گاه] و مخارج معالجه او در صورت مریض شدن در آن جا بعهده متعهدله خواهد بود.
ماده ۱۶ ـ هرکاه [هرگاه] قیمت عینی که موضوع تعهد است بین متعاملین معلوم نشده باشد قیمت مساوی وجه التزامی خواهد بود که طرفین مقرر داشتهاند و در صورتی که وجه التزامی معین نشده باشد قیمت از روی میزان حقالثبتی که تادیه شده است تعیین میشود.
ماده ۱۷ ـ بعد از انقضـای مدت ده روز مذکور در ماده یازده هر وقت که متعهدله دارائی برای متعهد ارائه نماید آن مال بترتیب ذیل توقیف شده و بفروش میرسد.
ماده ۱۸ ـ عدم حضور متعهد و یا متعهدله مانع از توقیف اموال نخواهد بود.
ماده ۱۹ـ مامور اجراء باید در موارد مفصله یکنفر نماینده پارکه و یک نفر مامور از نظمیه برای حضور در عملیات توقیف دعوت نماید:
۱ـ هر گاه درب خانه یا اطاق بسته و یا مقفل است و باز نمیکنند.
۲ـ هرکاه [هرگاه] توقیف در غیاب متعهد بعمل میاید.
ماده ۲۰ ـ اشیاء مفصله از مستثنیات دین است و توقیف نمیشود:
۱ـ لباس و اشیاء و اسبابیکه برای ایفاء و حوائج ضروریه متعهد و خانواده او لازم است
۲ـ آذوقه موجوده بقدر احتیاج یکماهه مدیون و نفقه اشخاص واجبالنفقه.
۳ـ نوشتجات مدیون باستثناء اسناد مطالبات و کاغذهای قیمتی و سهام شرکتها و هر قسم اوراق بهادار دیکر [دیگر].
۴ـ لباس رسمی و نیم رسمی مدیون و همچنین اسلحه و اسب نظامیان و مامورین امنیه و نظمیه.
۵ـ اسباب و آلات زراعتی و حرفتی و صنعتی که برای تامین معیشت ضروری یومیه متعهد لازم است.
ماده ۲۱ ـ توقیف مال منقولی که در تصرف غیر است و متصرف نسبت بان ادعای مالکیت میکند ممنوع است.
مبحث دویم
در ترتیب صورتیکه از اموال منقوله برداشته میشود.
ماده ۲۲ ـ قبل از توقیف اموال باید صورتی مرتب شود که در آن اسامی کلیه اشیاء توقیف شده نوشته شود. و در موقع لزوم کیل و وزن و عدد اشیاء معین شود- در مورد طلا و نقره آلات- هرکاه [هرگاه] عیار آنها معین باشد در صورتمجلس قید میشود- در جواهرات عدد و اندازه و صفات و اسامی آن ها معین میگردد- در کتب اسم کتاب و مصنف و تاریخ طبع در تصویر و پردههای نقاشی موضوع پرده طول و عرض آنها و اسم نقاش اکر [اگر] معلوم باشد در مالالتجاره چه در انبار باشد و چه در جای دیکر [دیگر] نوع مالالتجاره وعده عدل و نمره وانک انها تصریح میشود- از اسهام و کاغذهای قیمتی عدد و نوع قیمت اسمی آنها در صورتمجلس معین میشود.
ماده ۲۳ ـ در صورت ریز اشیاء باید نو یا مستعمل بودن آنها قید شود.
ماده ۲۴ ـ عدد وکیل و وزن باید با تمام حروف نوشته شود- صورت باید قیطان کشیده شده و ممهور بمهر مامور اجرا باشد.
ماده ۲۵ ـ اگر در صورت ریز اشیاء سهو و اشتباهی بعمل آید باید در آخر صورت تصریح و به امضاء مامور اجراء برسد. تراشیدن و پاک کردن و نوشتن بینالسطور ممنوع است.
ماده ۲۶ ـ در مواردیکه متعهدله و متعهد و شهود حاضر باشند صورت ریز اشیاء بامضای آنها نیز میرسد و هرکاه [هرگاه] امتناع از امضاء نمایند مراتب در صورتجلسه قید میشود.
ماده ۲۷ ـ اشخاص مذکور در ماده قبل میتوانند ایرادات خود را در باب صورت تنظیم شده بمامور اجراء اظهار نمایند و هرکاه [هرگاه] مامور اجراء ایرادات آنان را قبول نکرد در آخر صورت جهات آنرا قید میکند.
ماده ۲۸ ـ بتقاضای متعهدله و متعهد مامور اجراء باید سوادی از صورت تنظیم شده بان ها بدهد حقی که از آنها کرفته [گرفته] می شود موافق تعرفه است.
ماده ۲۹ ـ هرکاه [هرگاه] اموال منقوله در جای محفوظ معینی باشد مامور اجراء مدخل آن جا را بسته و مهر و موم مینماید و هرکاه [هرگاه] اشیاء جای محفوظ و معین نباشد بهر کدام از اشیاء کاغذی الصاق کرده مهر میکند متعهدله و متعهد نیز میتوانند مهر خود را پهلوی مهر مامور اجراء بزنند.
ماده ۳۰ ـ هرکاه [هرگاه] طول توقیف باعث فساد بعضی اشیاء توقیف شده بشود از قبیل فرش و پارچههای پشمی و غیره اشیاء مزبور را باید جدا کرده طوری توقیف نمایند که بتوان سرکشی و مراقبت نمود.
ماده ۳۱ ـ توقیف اموالی که ضایع شدنی است ممنوع است در این صورت اموال مزبوره بفوریت و یا بتدریجی که دست میاید فروخته میشود.
ماده ۳۲ ـ هر یک از متعهدله و متعهد که در موقع عملیات توقیف حاضر نشود و یا حاضر شده و ایرادی ننماید دیکر [دیگر] حق شکایت از اقدامات مامور اجراء نخواهد داشت.
ماده ۳۳ ـ میزان اموالیکه توقیف میشود باید دو عشر بیشتر از طلب دائن باشد.
ماده ۳۴ ـ هرگاه متعهد یکی از زوجین باشد که در خانه زندگی مینمایند از اثاثالبیت آنچه که منحصر باستعمال زنانه است ملک زن. آنچه که منحصر باستعمال مردانه است ملک شوهر و مابقی مشترک بین زوجین محسوب خواهد شد مکر [مگر] اینکه خلاف ترتیب فوق ثابت شود.
هرکاه [هرگاه] مالی که توقیف میشود بین متعهد و شخص یا اشخاص دیکر [دیگر] مشاع باشد شرکت بین شرکاء بنحو تساوی فرض میشود مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
مبحث سوم
در حفظ اموال توقیف شده
ماده 36 ـ اموالی که باید توقیف شود در همان جا که هست توقیف میشود و در صورت لزوم بجای محفوظی نقل میشود و در هر حال باید اموال توقیف شده را به شخص مسئولی سپرد.
ماده 37 ـ هرگاه در انتخاب حافظ اموال متعهدله و متعهد تراضی نکردند مامور اجراء معین میکند.
ماده 38 ـ مامور اجراء باید حتیالمقدور کسی را معین نماید که دارائی داشته و بدون نقل اشیاء بجای دیکر [دیگر] مسئول حفظ آن شود و در هر صورت مامور اجراء از جهت حفاظت اموال ضامن کسی خواهد بود که خود او انتخاب مینماید.
ماده 39 ـ مامور اجراء نمی تواند بدون تراضی کتبی طرفین اموال توقیف شده را باشخاص ذیل بسپارد:
1ـ باقوام و اقربای خود تا درجه سوم.
2ـ بمتعهدله و متعهد و عیال آنان و همچنین باشخاصی که با متعهدله و متعهد قرابت نسبی و سببی تا درجه سوم دارند و بمخدوم و خدمه آنان مگر این که شخص دیگری برای حفظ اموال توقیف شده پیدا نشود.
ماده 40 ـ سواد صورت اموال توقیف شده بشخصی که مسئولیت حفظ را برعهده کرفته [گرفته] داده شده و قبض رسید دریافت می شود.
ماده 41 ـ شخص حافظ می تواند مطالبه حقالحفاظه نماید در این صورت میزان حقالحفاظه معادل خواهد بود با میزان کرایه محلی که برای حفظ اموال توقیف شده لازم است اکر [اگر] چه آن محل متعلق بخود حافظ باشد.
در مواردی که حافظ مطالبه مخارجی نماید که برای حفاظت مال لازم بوده است و همچنین در صورتی که حافظ بعللی حقالحفاظه بیشتر مطالبه کند و یا سنخ مال طوری باشد که حقالحفاظه را نتوان از ماخذ کرایه محل معین نمود رئیس ثبت اسناد محل میزان حقالحفاظه را معین خواهد کرد.
ماده 42 ـ هرکاه [هرگاه] حافظ اموال توقیف شده نسبت به اموال مذکوره تعدی یا تفریط نماید علاوه بر تادیه خسارت به مجازات خیانت در امانت نیز محکوم خواهد شد.
تبصره – در مواریکه متعهد طلب مترجع را که از کسی دارد برای انجام تعهد معرفی نماید در صورتی مانع از توقیف شخص او خواهد شد که بیش از 3 ماه بانقضای مدت آن نمانده و طلب مزبور وثیقه معتبر داشته و یا اعتبار شخص ثالث مدیون نزد مدیر ثبت محرز شود
ماده 43 ـ هرکاه [هرگاه] اشیاء توقیف شده منافعی داشته باشد حافظ اشیاء مزبوره باید حساب آن را بدهد مخارج توقیف را متعهدله باید قبلا تادیه نموده پس از فروش اموال یا وصول طلب از متعهد مخارج مزبور نیز وصول و بمتعهدله مسترد میکردد [می گردد].
مبحث چهارم
در توقیف اموال منقوله متعهد که نزد اشخاص ثالث است
ماده 44 ـ هرکاه [هرگاه] متعهدله یا متعهد اظهار نمود که وجه نقد یا اموال منقوله دیکری [دیگری] متعلق بمتعهد نزد شخص ثالثی است آن اموال و وجوه تا اندازه که با دین مدیون و سایر مخارج اجراء معادله کند توقیف کشته [گشته] توقیفنامه بشخص ثالث و بمدیون ابلاغ و در نسخه ثانی رسید کرفته [گرفته] می شود اعم از این که شخص ثالث شخص حقیقی باشد یا شخص حقوقی و اعم از این که دین او بمتعهد حال باشد یا مؤجل.
ماده 45 ـ ابلاغ توقیف نامه بشخص ثالث او را ملزم مینماید که وجه یا اموال توقیف شده را بصاحب آن ندهد و الا معادل آن وجه یا قیمت آن اموال را دایره اجراء از او وصول خواهد کرد- این نکته در توقیف نامه باید قید شود.
ماده 46 ـ هرکاه [هرگاه] مال توقیف شده در نزد شخص ثالث وجه نقد یا طلب حال باشد شخص مزبور باید آن را فورا تادیه نماید و اکر [اگر] کسی که ورقه اجرائیه بر علیه او صادر شده است امتناع از دادن رسید نماید مدیر دائره ثبت که عملیات اجراء در حوزه او بعمل میآید رسید داده آن وجه یا طلب را دریافت میدارد و این رسید سند برائت شخص ثالث خواهد بود.
ماده 47 ـ هرکاه [هرگاه] شخص ثالثی که مال یا طلب حال متعهد نزد او توقیف شده است از تادیه آن استنکاف نماید توقیف اموال و توقیف شخص او مطابق مقررات این نظامنامه خواهد بود.
ماده 48 ـ هرکاه [هرگاه] شخص ثالث منکر وجود تمام یا قسمتی از وجه نقد یا اموال منقوله دیکر [دیگر] باشد باید در ظرف پنجروز از تاریخ ابلاغ توقیف نامه مراتب را بمدیر ثبت اطلاع دهد و الا مسئول پرداخت وجه و یا تسلیم مال خواهد بود و اجرا آن وجه را وصول و یا آن مال را از او خواهد کرفت [گرفت].
ماده 49 ـ هرکاه [هرگاه] در حین ابلاغ توقیف نامه بشخص ثالث مال یا وجه نقد متعلق بمتعهد نزد او وجود داشته و برخلاف واقع منکر شده باشد پس از اثبات خلاف واقع در محاکم صالحه و صدور حکم نهائی مدیر ثبت امر خواهد داد معادل مالیکه در نزد او بوده بوسیله توقیف شخص و اموال او وصول کنند.
ماده 50 ـ مقررات مواد فوق در صورتی نیز لازمالرعایه است که مالالاجاره اموال منقول یا غیرمنقولی متعلق به مدیون نزد مستاجر توقیف شود.
ماده 51 ـ در صورت مذکور در ماده فوق باید وجوهی که بتدریج وصول میشود تا استهلاک طلب دائن بمشارالیه تادیه گردد و اگر استثنااً نکاهداری [نگهداری] موقت وجوه مزبوره لازم باشد باید در صندوق ثبت اسناد و یا در بانک معتبری تودیع شود:
ماده 52 ـ توقیف وجوه ذیل ممنوع است.
1ـ حقوق تقاعدی مستخدمین متقاعد بجز در موارد استیفای حقوق دولت مطابق ماده 56 قانون استخدام کشوری
2ـ خرج مسافرت مامورین دولت و مواجب نظامیانی که در جنک [جنگ] هستند.
ماده 53 ـ بغیر از موارد مذکوره در ماده فوق هرکاه [هرگاه] توقیف حقوقیکه مدیون از وجوه عمومی میکیرد [میگیرد] لازم باشد از حقوق مزبور در صورت معیل و یا صاحب اولاد بودن مدیون فقط ربع و الا یک ثلث را میتوان توقیف نمود.
فصل چهارم
در توقیف اموال غیرمنقوله
ماده 54 ـ توقیف مال غیرمنقولی که در تصرف مالکانه غیر است ولو اینکه متعهدله مدعی مالکیت متعهد و یا خود متعهد مدعی مالکیت آن باشد مادام که این ادعا بموجب حکم نهائی بثبوت نرسیده ممنوع است در مورد املاکیکه در دفتر املاک بثبت رسیده و بموجب آن دفتر ملک متعهد شناخته میشود ادعاء شخص ثالث اکر [اگر] چه متصرف ان باشد مسموع نبوده آن ملک مال متعهد شناخته شده و توقیف میشود.
ماده 55 ـ توقیف ملک ثبت شده در دفتر املاک بوسیله قید توقیف در ستون ملاحظات دفتر مزبور بعمل میاید.
ماده 56 ـ توقیف نامه باید بفاصله بیست و چهار ساعت برای اطلاع بصاحب ملک ارسال شود.
ماده 57 ـ توقیف اموال غیرمنقولی که در دفتر املاک ثبت نشـده است بوسیله ابلاغ توقیف نامه بصاحب ملک به عمل خواهد آمد.
ماده 58 ـ پس از ابلاغ توقیف نامه بصاحب ملک بهیچ نقل و انتقالی از طرف صاحب ملک نسبت بملک توقیف شده ترتیب اثر داده نخواهد شد.
ماده 59 توقیف مال غیرمنقول موجب توقیف منافع آن نیست مگر نسبت به مستغلات و آن هم در صورتیکه اصل ملک و سایر دارائی متعهد کفایت تادیه دین و مخارج اجرائی را ننموده و یا خود متعهد رضایت بتوقیف منافع بدهد.
ماده 60 ـ توقیف محصول املاک مزروعی و باغات وقفی جائز است که تسلیم عین محصول موضوع ورقه اجرائیه باشد در اینصورت نیز دخالت مامور اجراء در محصول تا موقع برداشت و تعیین سهم متعهد ممنوع است ولی مامور اجراء حق دارد که برای جلوکیری [جلوگیری] از تفریط نظارت نماید.
ماده 61 ـ در دو مورد ذیل متعهد میتواند در ظرف مدت توقیف مال غیرمنقول توقیف شده را به اطلاع مامور اجراء بفروشد یا رهن کذارد [گذارد]:
1ـ در موری[موردی] که قبلا یا لااقل در حین وقوع معامله مبلغی را که مال غیرمنقول برای استیفای آن توقیف شده است نقدا تادیه کند (در اینصورت پس از استیفای حق متعهدله و مخارج احرا [اجرا] بلافاصله توقیف رفع خواهد شد)
2ـ در صورت رضایت کتبی متعهدله در فروش مال غیرمنقول توسط خود متعهد.
مبحث دویم
در ترتیب صورت اموال غیرمنقوله
ماده 62 ـ در موقع توقیف اموال غیرمنقول مامور اجرا بترتیب ذیل عمل میکند:
ماده 63 ـ مامور اجرا صورتی از اموال غیرمنقول توقیفی ترتیب داده و در اینصورت مراتب ذیل را قید خواهد کرد:
1ـ تاریخ و مفاد ورقه اجرائیه که بموجب آن توقیف بعمل آمده.
2ـ محل وقوع ملک از ولایت و بلوک و ناحیه و شهر و محله و کوچه و نمره اکر [اگر] داشته باشد.
3ـ حدود اربعه ملک.
4ـ مساحت تخمینی ملک
5ـ مشخصات دیگر ملک از قبیل اینکه مشتمل بر چند قسمت است در صورتیکه خانه مسکونی باشد و یا مشتمل بر چند ابنیه و متعلقات از قبیل گاو و ماشینآلات و غیره است در صورتیکه ملک مزروعی باشد علاوه بر مراتب فوق مامور اجراء باید توضیحات دیگری را نیز که ممکن است در تسهیل فروش ملک مؤثر باشد در صورت مزبور قید نماید.
مبحث سوم
در حفظ مال غیرمنقول توقیف شده
ماده 64 ـ مال غیرمنقول بعد از توقیف موقتا در تصرف مالک باقی میماند.
ماده 65 ـ در مورد ماده قبل متعهد مکلف است مال غیرمنقول را موافق صورت تحویل کرفته [گرفته] و موافق آن تحویل دهد.
ماده 66 ـ در صورتیکه منافع مال غیرمنقول نیز توقیف شده باشد نسبت بمنافع حاصله از مستغلات و مالالاجاره نقدی ملک مزروعی مطابق مقررات مبحث چهارم از فصل سوم این نظامنامه رفتار میشود و محصول املاک مزروعی با رعایت قسمت اخیر ماده (60) بامینیکه طرفین بتراضی معین کرده باشند سپرده میشود و در صورت عدم تراضی تعیین امین بعهده مدیر ثبت اسناد محل است و در اینصورت ضمان اعمال امین از حیث حفاظت محصول بعهده شخص مدیر ثبت خواهد بود
فصل پنجم
در تادیه طلب متعهدله و حقالاجرا
ماده 67 ـ هرگاه تا انقضای ده روز از تاریخ توقیف اموال متعهد اعم از منقول و غیرمنقول نه متعهد طلب متعهدله را ادا نمود نه متعهدله تقاضای عدم فروش اموال توقیف شده را کرد اموال مزبور بفروش میرسد.
ماده 68 ـ هرگاه عین مال مدیون خواه بعنوان رهن خواه بعنوان بیعشرط یا هر معامله دیکر [دیگر] با حق استرداد وثیقه طلب متعهدله باشد و در ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ ورقه اجرائیه متعهد طلب دائن را ادا نکرده و در استیفاء طلب از عین مال مرهون نیز با متعهدله تراضی ننماید مال مزبور بفروش میرسد.
ماده 69 ـ بمحض اینکه ورقه اجرائیه دفتر اسناد رسمی صادر شد متعهد ملزم بپرداخت نیم عشر اجرائی می شود مگر در موردیکه متعهدله بدون حق تقاضای صدور ورقه اجرائی کرده و یا زیاده از میزان حق خود ورقه صادر کرده باشد که در این دو مورد متعهد که نسبت بانچه زیاده از حق خود ورقه صادر کرده است حق اجراء را خواهد پرداخت.
ماده 70 ـ همین که مدت مقرره بموجب ماده 67 منقضی گردید و نه متعهد طلب متعهدله را ادا کرد و نه متعهدله تقاضای عدم فروش را نمود اداره ثبت باید فورا اعلان حراج اموال توقیف شده را منتشر نماید.
ماده 71 ـ اعلان مزبور باید حاوی نکات ذیل باشد:
1ـ نوع اموال توقیف شده.
2ـ روز و ساعت و محل فروش
ماده 72 ـ موعد فروش یکماه است ابتدای اینمدت از روز انتشار اعلان حراج محسوب میشود در اشیاء سریعالفساد و یا اشیائی که حفظ آنها باعث مخارج زیاد است میتوان موعد را کمتر قرارداد تاخیر از موعد مقرر برضایت متعهدله ممکن است ولی در اینصورت مخارج اعلان مجدد بعهده او بوده و در حساب متعهد گذارده نمیشود.
ماده 73 ـ اعلان فروش باید بدرب نظمیه و کمیسری و صلحیه و معابر عمده محل الصاق و لااقل در یکروزنامه نیز درج شود متعهد و متعهدله میتوانند علاوه بر اعلانات فوق بخرج خود نیز اعلانات لازمه را بنمایند.
ماده 74 ـ در صورت تغییر روز فروش باید با رعایت مواد فوق اعلان مجدد بعمل آید.
ماده 75 ـ تصنیفات و تالیفات و ترجمههای خطی و همچنین تصنیفات و تالیفات و ترجمههای چاپی که هنوز برای خرید و فروش منتشر نشده بدون رضایت مصنف یا مؤلف و یا مترجم و یا قائم مقام و یا وراث آنان بمعرض فروش گذاشته نمیشود.
ماده 76 ـ متعهدله میتواند مثل سایر مردم در خرید شرکت نماید ولی مباشرین فروش اعم از نماینده پارکه و مامور نظمیه و غیره حق شرکت در آن ندارند.
ماده 77 ـ متعهد میتواند با تادیه قیمت از فروش تمام یا قسمتی از اموال جلوگیری کند و نیز میتواند تقدم و تاخر فروش را نسبت باموال توقیف شده تقاضا کند در این صورت تقاضای او پذیرفته خواهد شد.
ماده 78 ـ کسیکه در نتیجه دادن بالاترین قیمت خریدار واقع میشود باید تمام قیمت را نقدا بدهد مگر اینکه متعهدله فروش بالنسیه را قبول کند در اینصورت خود مسئول وصول قیمت از خریدار خواهد بود.
ماده ۷۹ ـ اگر کسیکه بالاترین قیمت را تکلیف کرده حاضر به تادیه قیمت نشود مزایده بهمان طریق و با همان موعدیکه برای مزایده اول مقرر است و بخرج خریداری که قیمت را تادیه ننموده است تجدید میشود در مزایده ثانوی اگر مال توقیف شده بقیمت بیشتری فروخته شود بنفع متعهد خواهد بود و اگر بقیمت کمتر فروخته شود تفاوت را خریداریکه قیمت را تادیه نکرده و بدین جهت مزایده ثانوی بعمل آمده است باید بدهد.
ماده 80 ـ در هر موقعیکه وجوه حاصل از فروش برای اداء طلب متعهدله و سایر مخارج (مخارج توقیف و اعلان عشریه) کافی باشد فروش بقیه اموال توقیف میشود.
ماده 81 (منسوخه 00/00/1311)ـ در مورد فروش مالی که خواه بعنوان رهن و خواه بعنوان بیع شرط و خواه بهر عنوان دیگر وثیقه دینی میباشد هرکاه [هرگاه] فروش بتقاضای متعهدله بعمل آید که مال وثیقه طلب او است آن مال مطابق مقررات این نظام نامه بفروش میرسد.
ماده 82 ـ در مورد مالی که وثیقه دینی است و متعهدله دیگری غیر صاحب وثیقه تقاضای فروش آن مال را مینماید فقط وقتی فروش جائز است که حاصل فروش بیش از میزان دینی باشد که مال وثیقه آن قرار داده شده.
ماده 83 ـ در موارد ذیل فروش از درجه اعتبار ساقط است:
1ـ هرکاه [هرگاه] خریدار از جمله اشخاصی باشد که مطابق ماده 76 ممنوع از شرکت در خرید بوده.
2ـ هرکاه [هرگاه] فروش در غیر روز و ساعت و یا محل که بموجب اعلان معین شده بعمل آید.
3ـ هرکاه [هرگاه] کسی را بدون جهت قانونی مانع از خرید شوند یا بالاترین قیمتی را که تکلیف کرده است رد نمایند.
4ـ هرکاه [هرگاه] مزایده بدون حضور نماینده پارکه بعمل آید.
ماده 84 ـ فروش باید حتیالمقدور در نقاطی بعمل آید که برای حراجهای عمومی معین شده است.
مبحث دوم
در فروش اموال غیرمنقوله
ماده 85 (منسوخه 00/00/1311)ـ جز در مواردیکه بموجب این مبحث معین شده است تمام مقررات راجعه بفروش اموال منقول در مورد فروش اموال غیرمنقول نیز رعایت میشود.
ماده 86 ـ در اعلان فروش باید نکات ذیل تصریح شود:
1ـ اسم و اسم خوانوادگی مالک
2ـ محل وقوع و توصیف اجمالی ملک.
3ـ تصریح باینکه تمام ملک فروخته میشود و یا قسمتی از آن و در اینصورت کدام قسمت.
4ـ تعیین اینکه ملک در رهن یا بیع شرط است یا نه.
5 ـ روز و ساعت و محل فروش.
ماده 87 ـ موعد فروش اموال غیرمنقول از تاریخ انتشار اولین اعلان دو ماه است مگر در موردیکه متعهدله مدت بیشتری را کتبا تقاضا کرده باشد.
ماده 88 ـ فورا پس از انتشار اعلان باید اجراء ثبت بمتعهد اخطار کتبی نماید که یا روز مزایده حاضر و یا تا سه روز قبل از مزایده قیمتی را که بکمتر از آن مایل نیست ملک فروخته شود کتبا در مقابل رسید به اجراء ثبت اسناد اطلاع دهد.
ماده 89 ـ هرکاه [هرگاه] متعهد نه روز مزایده حاضر شد و نه قیمت را مطابق ماده فوق معین نمود ملک در موعد مقرر بهر قیمتی که در نتیجه مزایده خریدار پیدا کرد فروخته می شود مشروط بر این که آن قیمت کمتر از مخارج مزایده و اعلان نباشد.
ماده 90 ـ هرکاه [هرگاه] مدیون در موقع مزایده حاضر شده و باخرین قیمتی که ملک خریدار پیدا کرده است رضایت ندهد یکماه باو مهلت داده خواهد شد تا اینکه دین خود را تادیه کند. مدیون میتواند در ظرف این مدت برای ملک توقیف شده مشتری پیدا کرده و با اطلاع اجراء ثبت آنرا بفروش برساند هرکاه [هرگاه] در ظرف مدت مذکور طلب دائن تادیه نشود مزایده جدیدی بعمل خواهد آمد و در این مزایده ملک بهر قیمتی که خریدار پیدا کند فروخته خواهد شد اگرچه قیمت مزبور نازلتر از قیمتی باشد که در مزایده اولی پیشنهاد شده بود.
موعد مزایده پانزده روز از تاریخ انتشار اعلان حراج خواهد بود.
ماده 91 ـ در صورتیکه مدیون آخرین قیمت را مطابق ماده 88 معلوم نموده و خود در موقع مزایده حاضر نشود اکر [اگر] ملک بقیمت مزبور یا بالاتر از آن خریدار پیدا کند مزایده قطعی خواهد شد و الا مزایده موقوف و بر طبق ماده فوق رفتار میشود.
ماده 92 ـ در هر موردی که اداره ثبت اسناد بعد از صدور ورقه اجرائیه تمام یا قسمتی از طلب دائن را وصول می نماید باید نیم عشر حقالاجراء و مخارج توقیف و مزایده و غیره را نیز از متعهد وصول کند و در هر حال مخارج توقیف و مزایده و اعلان را اکر [اگر] قبلا متعهدله داده باشد باید از اولین وجهی که وصول می شود باو مسترد نمود و اکر [اگر] خود اجراء داده باشد باید از همان وجه موضوع کرد و نسبت به نیم عشر حقالاجراء اجراء ثبت اسناد باید آنرا از هر وجهی که وصول میشود و بنسبت آن وجه قبلا موضوع کرده ولی در آخر تمام آن را متعهد باید تادیه کند.
ماده 93 ـ در مورد فروش اموال غیرمنقولی که قبل از تاریخ اجراء این نظامنامه توقیف شده مراتب ذیل رعایت خواهد شد:
1ـ در صورتیکه قبل از تاریخ اجراء این نظامنامه اعلان مزایده هنوز منتشرنشده باشد فروش مطابق مقررات این نظامنامه بعمل خواهد آمد.
2ـ در صورتیکه قبل از تاریخ مزبور اعلان مزایده اول منتشر شده و روز مزایده بعد از آن تاریخ باشد فروش بکمتر از قیمت مقوم فقط با رضایت مدیون ممکن است به عمل آید و الا مقررات ماده 90 این نظامنامه راجع بمهلت یک ماه و مزایده مجدد در صورت عدم تادیه دین و فروش به بالاترین قیمتی که در مزایده دویم پیشنهاد می شود رعایت خواهد شد اکر[اگر] چه آن قیمت کمتر از قیمت مقوم باشد.
3ـ در صورتیکه مال در مزایده اولی بفروش نرسیده و اعلان مزایده ثانوی قبل از تاریخ اجراء این نظامنامه منتشر شده باشد مزایده ثانوی و فروش بهمان طریقی بعمل میاید که در مورد فقره 2 اینماده مقرر است.
4ـ در صورتیکه قبل از تاریخ اجراء این نظامنامه اعلان مزایده دوم منتشر شده باشد اکر [اگر] مال بقیمت مقوم یا بالاتر خریدار پیدا نکرد و خود داین هم آنرا بقیمت مقوم قبول ننمود بمتعهد یکماه مهلت داده خواهد شد که دین خود را تادیه کند. مدیون میتواند در ظرف این مدت برای ملک توقیف شده مشتری پیدا کرده و با اطلاع اجراء آنرا بفروش رساند هرکاه [هرگاه] در ظرف یکماه فوق طلب تادیه نشود مزایده سومی بعمل خواهد آمد و در ان مزایده ملک بهر قیمتی که خریدار پیدا کند فروخته میشود و موعد مزایده سوم پانزده روز از تاریخ انتشار اعلان مزایده است.
5 ـ در صورتیکه قبل از تاریخ اجراء این نظامنامه دو مزایده واقع ولی ملک توقیف شده بفروش نرسیده باشد باید بمدیون اخطار کتبی شود که در ظرف یکماه از تاریخ اخطار طلب دائن را تادیه نماید و الا ملک برای آخرین دفعه بمزایده کذاشته [گذاشته] شده و بهر قیمتی که خریدار پیدا کند فروخته خواهد شد.
همینکه مدت یکماه مذکور منقضی کردید و طلب دائن ادا نشد اعلان مزایده بعمل میاید و موعد این مزایده پانزده روز از تاریخ انتشار این اعلان خواهد بود.
ماده 94 ـ نظامنامه سابق اجرای ثبت نسخ و این نظامنامه از اول مرداد ماه 1311 بموقع اجراء کذارده [گذارده] میشود.
ماده 95 ـ هرگاه بعد از فروش متعهد حاضر نگردد که بخریدار سند انتقال دهد اعم از اینکه خریدار خود متعهدله باشد یا شخص دیگر مدیر ثبت سند انتقال بخریدار خواهد داد و سند مزبور مطابق مقررات در دفتر اسناد رسمی و دفتر املاک ثبت میشود.
ماده 96 ـ اشخاص ذیل را نمیتوان برای انجام تعهد توقیف کرد:
1ـ صغار و مجانین و سُفها.
2ـ اولیاء اطفال در صورتیکه آنها بواسطه توقیف والدین بی معاش بمانند.
3ـ زنان حامله یا زنانی که از وضع حملشان چهل روز نگذشته است.
4ـ مریض مادامی که طبیب توقیف او را خطرناک بداند.
ماده 97 ـ مدیونی که توقیف خود را بر خلاف قانون میداند میتواند از مامور اجرا تقاضا کند که او را نزد مدیرثبت برد و مامور اجرا مکلف است این تقاضای او را مجرا دارد مدیر ثبت پس از تحقیقات هرگاه توقیف را برخلاف قانون دید حکم استخلاص مدیونرا میدهد.
ماده 98 ـ مدیونی که بموجب ماده فوق مستخلص شده است هرگاه دارای اجرت و کسب بوده و عایداتی بطور یومیه داشته باشد مدیر ثبت از عایدات مزبور مبلغی را که متناسب بداند برای ادای دین مشارالیه تخصیص داده و بوسیله اخذ ضامن و یا وسائل ممکنه دیگر مبلغ فوق را وصول و بداین میپردازد تا وقتیکه طلب او مستهلک شود.
ماده 99 ـ متعهدله در موقع تقاضای توقیف بایستی مخارج 10 روز توقیف متعهد را قبلا تادیه نماید و پس از اتمام مدتی که مخارج آن داده شده است در صورت ادامه توقیف اگر مخارج توقیف و یا مخارج معالجه را قبلا تادیه نکند متعهد از توقیف خارج خواهد شد.
ماده 100 ـ مامور اجرا در موقع توقیف اموال مقومی همراه خواهد داشت و از اموال متعهد مقداری که معادل طلب متعهدله و دو عشر اضافه لااقل بفروش برسد توقیف خواهد کرد.
ماده 101 ـ نسبت بفروش اموال منقول که قیمت مجموع آن بیش از سی تومان نباشد اعلان حراج لازم نبوده و مال توقیف شده در مرکز حراج عمومی حراج خواهد شد.
ماده 102 ـ اموال منقولی که بعنوان بیع شرط با رهن یا بهر عنوان دیگر وثیقه دین است مطابق ماده 34 قانون ثبت هرگاه انتقالدهنده از حق خود استفاده نکرد انتقال گیرنده حق دارد از اداره ثبت تقاضای فروش مال مورد وثیقه و تأدیه طلب خود را مینماید اداره ثبت اسناد در موقع ابلاغ اخطار مذکور در ماده 34 قانون ثبت اسناد و املاک عین مال را توقیف نموده و پس از انقضای مدت مقرر مطابق مقررات مربوط بفروش اموال منقوله بفروش میرساند.
ماده 103 ـ در مورد اموال غیرمنقوله اداره ثبت باید قبل از روز مزایده مال مزبور را بوسیله یک نفر مقومی که خود معین خواهد کرد تقویم نماید و شروع بمزایده از قیمتی بعمل خواهد آمد که مقوم اداره معین نموده است بعد از وضع سه عشر آن قیمت.
ماده 104 ـ در مورد اموال غیرمنقوله که بطریق مزایده فروخته میشود اداره ثبت مکلف است که ملک را در صورت وقوع آن در شهری که مزایده در آنجا بعمل میآید در ظرف یک هفته و در صورت وقوع آن در خارج آن شهر در ظرف 15 روز بتصرف خریدار بدهد .قیمت ملک تا روز تسلیم مال بمشتری در صندوق ثبت اسناد ودیعه بوده و تا موقعی که ملک بتصرف مشتری داده نشده است اداره ثبت مجاز نخواهد بود که آنرا بطلبکار و یا به مالک اولی ملک رد نماید.
ماده 105 ـ هر گاه کسی قبل از قطعی شـدن مزایده نسبت بملکـی که بمزایده فروخته میشود ادعای حقی نماید و آن حق با فروش ملک منافات داشته باشد مزایده توقیف و مدعی حق باید بمحکمه صالحه رجوع کند.
ماده 106 ـ در مورد ماده 105 اگر ملکی که مورد ادعای شخص ثالثی است در دفتر املاک ثبت شده و یا مدت اعتراض نسبت بان گذشته باشد توقیف مزایده فقط وقتی بعمل میاید که ادعای شخص ثالث مستند بسند رسمی منتسب بمالک باشد.
ماده 107 ـ در مورد املاکیکه در جریان ثبت بوده و نسبت بانها مدت اعتراض هنوز باقی است مدعی حق فقط وقتی میتواند از اقدام بمزایده جلوگیری نماید که عرضحال اعتراض داده و تصدیقی مشعر بر تقدیم عرضحال ارائه نماید.
ماده 108 ـ نسبت به املاکی که نه در دفتر املاک ثبت شده و نه در جریان ثبت میباشد مفاد ماده 105 باید رعایت گردد معذالک در موارد ذیل کسیکه باید مزایده بنفع او بعمل آید میتواند رفع توقیف آن و اقدام بمزایده را تقاضا نماید:
1ـ اگر مدعی حق تا ده روز از تاریخ توقیف مزایده تصدیقی از محکمه مشعر بر تقدیم عرضحال ارائه ندهد.
2ـ اگر کسی که مزایده بنفع او بعمل میاید تصدیقی ارائه دهد که مدعی حق بعد از تقدیم عرضحال دعوی خود را در ظرف دو ماه متوالی مشکوت گذاشته است.
ماده 109 ـ درتمام مواردی که مزایده ملک توقیف میشود اگر متعهد دارائی دیگر داشته باشد حق متعهدله ازدارائی مزبور استیفاء میگردد.
ماده 110 ـ وصول نیم عشر اجرائی بهمان طریقی که برای وصول موضوع تعهد مقرر است بعمل خواهد آمد معذلک دایره اجراء ثبت میتواند نظر بمبلغ نیم عشر هر طریق دیگری را که برای وصول مناسبتر بداند اتخاذ کند.
ماده 111 ـ مخارج ایاب و ذهاب مامورینی که برای اجراء مفاد اسناد رسمی بخارج شهر میروند مطابق نظامنامه راجع بفوقالعاده سوار مخارج اعضاء و مستخدمینی که برای اجراء مفاد اسناد رسمی و یا برای سایر امور مربوطه بادارات ثبت به خارج شهر میروند بر طبق نظامنامه مربوط بمخارج مسافرت حساب و پرداخته خواهد شد.
ماده 112 ـ انجام وظایفی که مطابق این نظامنامه بعهده مدیرثبت گذاشته شده است در طهران بعهده رئیس اجرا خواهد بود مگر در مواردی که مطابق قانون ثبت اسناد و املاک اجراء وظایف مزبور بعهده شخص مدیر ثبت گذاشته شده باشد.
ماده 113 ـ در مورد قبوضی که باید باقساط تادیه شود هرگاه میزان هر قسط دویست ریال یا کمتر باشد در طهران مقررات این نظامنامه را امناء صلح نواحی بموقع اجراء میگذارند.
مرجع شکایت از امناء صلح در آن قسمتی که مربوط باجراء اسناد مزبور است در طهران رئیس اجراء
ماده 114 ـ در مـورد قبوض اقساطی که از طرف دفاتر اسناد رسمی بمتعهدله داده میشود صدور ورقه لازمالاجراء از طرف دفاتر مزبور لازم نبوده و متعهدله میتواند عین قبوض را برئیس اجراء اداره ثبت و در صورتیکه میزان قسط دویست ریال یا کمتر باشد در طهران بامین صلح ناحیه صلاحیت دار ارائه داده و وصول وجه آنرا تقاضا کند رئیس اجرا یا امین صلح مفاد تقاضا را بمتعهد ابلاغ کرده و در حدود این نظامنامه در وصول و ایصال وجه قبوض اقدام خواهدنمود.
ماده 115- مستخدمین جزء مأمور اجرا که برای انجام امور اجرائی به خارج میروند روزی 3 ریال فوقالعاده و کرایه راه آنها به قرار فرسخی 1 ریال و اعضاء اجراء که ضرورتاً برای انجام کارهای اجرائی به خارج میروند بهتناسب رتبه عضو ذیمدخل فوقالعاده طبق نظامنامه وزارت مالیه و خرج سفر آنها در جادههای اتومبیلروی عمومی فرسخی 1 ریال و در غیر اتومبیل روی عمومی فرسخی 5/2 ریال خواهد بود که از محل ودیعه متقاضی اجراء پرداخته میشود.
ماده 116 ـ هرگاه موضوع ورقه اجرائیه تخلیه عین مستاجره بعد از انقضاء مدت اجاره باشد مامور اجراء باید اجرتالمثل عین مستاجره را از روز انقضاء مدت اجاره تا روز تخلیه بهمان میزان اجرتالمسمی حساب کرده و از مستاجر دریافت دارد.
ماده 117 ـ کلیه اخطارهائیکه در مورد اجرای مفاد اسناد رسمی بعمل میآید بمحل اقامتی که متعاملین در حین تنظیم سند معین کرده و باید روی سند قید شود ابلاغ خواهد شد.
هرگاه متعهد یا متعهدله محل اقامت خود را تغییر داده و بدفتر اسناد رسمی که سند در آنجا تنظیم شده است اطلاع ندهد و یا پس از شروع بعملیات اجرائی دائره اجرا را از این تغییر مطلع نسازد هر ابلاغی که بمحل اقامت سابق بشود معتبر خواهد بود مفاد این ماده در مورد اسنادی رعایت خواهد شد که مطابق متحدالمال نمره ( ) تنظیم شده باشد.
ماده 118 ـ مواد فوق در طهران از(25) تیر و در ولایات از 25 مرداد 1312 بموقع اجراء گذارده میشود.
ماده 119 ـ در مورد تقاضای اجرای قبوض اقساطی بر طبق دستور ماده 113 متعهدله بایستی بصلحیه ناحیه محل اقامت مدیون مراجعه کند.
ماده 120 ـ در مواردی که موجر در ضمن تقاضای وصول وجه قبوض اقساطی تقاضای فسخ و تخلیه را هم دارد بایستی بدفتر اسناد رسمی مربوط مراجعه نموده و صدور ورقه اجرائیه را برای وصول وجه قبوض و تخلیه مورد اجاره بخواهد.
ماده 121- در مورد اجناسیکه نرخ روز آنها در بازار معین است از قبیل گندم و جو و کاه و برنج و روغن و غیره انتشار اعلان مزایده لازم نیست و جنس مورد توقیف را بقیمت عادله روز می توان به متعهدله واگذار کرده و یا در بازار آزاد بمعرض فروش گذارده وجه آنرا به متعهدله پرداخت.
ماده 122- هرگاه متعهد بواسطه اقدامات خود از مزایده مالی که اعلان مزایده آن شده و یا بنحو دیگر از اینکه عملیات اجرائی اداره ثبت به نتیجه برسد جلوگیری نماید ادارة ثبت می تواند با تصویب وزارت عدلیه او را توقیف کرده و مادام که دین خود را نپرداخته و یا متعهدله کتبا تقاضای استخلاص او را نکرده است در توقیف نگاهدارد.